سرآغاز
بنام خدایی که همه هستی از اوست و هستی ما نیز از اوست. خدایی که همه مهربانی است و دوستی و یاری. ما انسانها را آفرید تا خودمان برگزینیم راهی را که می خواهیم. راهی را که یا بسوی رستگاری جاویدان است و یا به سوی گمراهی و آتش و بدبختی همیشگی. پروردگاری که هر چه را خواست آفرید و سپس آن را راهنمایی کرد تا بدانند که کرا باید بپرستند و چگونه؟ هر چه را که آفرید به بهترین گونه آفرید. در این میان هیچ چیز را بی بهره از مهرش نساخت و هیچ کسی را به فراموشی نسپرد. روزی دهنده هر چه هست اوست. پادشاهی آسمانها و زمین و هر چه در آنهاست از اوست. میلیاردها کهکشان آفرید و میلیاردها میلیارد ستاره، سیاره و جایگاه زندگی. هفت آسمان استوار را در شش روز آفرید. یکی از سیاره هایش زمین است و میلیاردها میلیارد موجود زنده در آن. جانشینی خود را در این سیاره بسیار کوچک و بسیار بزرگ به ما سپرد به ما انسانها. باری، در این تارنما به یاری خداوند آهنگ آن دارم تا از دنیای اطرافم، وقایع، اتفاقات و از دل نوشته های خود و … بنویسم. و نیز سخنانی خواهم نوشت که خودم تازه با آنها آشنا گشته ام. آنهم به لطف خداوند بوده است. دیدم نسبت به بسیاری از چیزها دگرگون شد و بسیاری چیزهای تازه آموختم. همه باز هم از مهر اوست.
خانه دوست کجاست
میدونم یه روز دوباره اینجا میای و اینا رو می خونی .....
عزیزم خیلی وقته دردی مونده روی دلم
می خوام راز عشقمو واسه همه بگم و برم
یادم میاد روزایی که بهم قول دادی زیاد
ولی زدی زیر قولت گفتی برو منم میام
باشه درو ببند برو بیرون بذار تنها باشم
توی تلاطم بغض ثانیه ها رها باشم
دستات مال من بود ولی قلبت بود از من جدا
چه شبهایی به خاطرت نشستم وای خدا
می خوای بری به درک پس از یادمم برو
یادت میاد وقتی گریه کردی گفتی نرو
حالا من میرم و تو هم تنها باش با دل خودت
ببین چی کار کردی دلم تو رو برد از یاد خودش
می دونم همش دروغه عشق تو
می دونم چقد شلوغه دل تو
دیگه از نبودنت نمی سوزم
دیگه حتی چشم به در نمی دوزم
برو اشک نریز با این یاد دلم
دیگه نمی خوامت باهات نمی مونم
دیگه حتی نمی خوام اسمتو فریاد بزنم
مثله عاشق تو کتابا اسمتو داد بزنم
بترس از اون روز که با من چشم تو چشم بشی
من تو فکر تو بودم تو بودی تو فکر کی؟
خیلی ساده از من گذشتی من ساده تر می گذرم
مثله قبل از نبودنت تو خودم نمی شکنم
می شنوم صدایی که هیچوقت تو نشنیدی
صدایی که می گفت تو از جدایی می ترسیدی
آره می ترسیدم ولی حالا میگم بی خیال
حرفا تکراری شده یه حرف جدید بیار
کاش می شد ببینمت بهت بگم
دیگه از دیدن تو سیره دلم
کاش می شد دیگه چشام نبیننت
از درخت غم دیگه تو رو نچیننت
ماهی و تور
تور اگه بندازن سرش
میشه عروس ماهی ها
شاه ماهی میشه همسرش
ماهیه باورش نبود
تور اگه بندازن سرش
نگاه گرم ماهیگیر
میشه نگاه اخرش...
همیشه باش
دیدی تا حالا اگر کسی رو دوست داشته باشی دلت نمیاد اذیتش کنی؟؟؟
دلت نمیاد شیشه دلش رو با سنگ زخم زبونت بشکنی؟؟؟
دلت نمیاد ازش پیش خدا شکایت کنی؟؟؟
حتی اگه....
حتی اگه بره و همه چیزو با خودش ببره.....
دارو ندار دلتو....
حتی اگه از اون فقط هاهای گریه ی شبانت بمونه و عطر آخرین نفسش....
آخرین نگاهش حتی اگه بعد رفتنش پیچک دلت به شاخه نازک تنهایی تکیه کنه....
دیدی......
دیدی هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسی از کنارت رد میشه که بوی عطرشو میده چه حالی
میشی؟؟؟....
بر میگردی و به اون رهگذر نگاه می کنی تا مطمئن بشی خودش نبوده.....
دلم گرفته......
زندگی به سبک خودم
و باهاش درد و دل کنی
هیچ کس نیست .....
ولی وقتی دوست داری
تو تنهایی خودت باشی
همه میریزن دورت .....
زندگی برای دیگران
زندگی برای دیگران ، قانون طبیعت است...
فرهنگ آپارتمان نشینی
کی از دوستان نقل میکرد:
روانشناسی هدیه دادن گلهای مختلف
در تمام کشورها برای اینکه عاشق و معشوق بتوانند احساسات خود را به یکدیگر منتقل کنند از راههای زیادی استفاده می کنند با صحبت کردن ، نامه نوشتن ، نگاه کردن .... اما معمولترین روش استفاده از گل است
خود واژه ی گل سمبل عاشقی می باشد .اما بد نیست با نشانه های تمام گل ها قدری آشنا بشوید تا اگر موقعی خواستید احساس خود را به عاشق یا معشوق خود عرضه کنید بدانید تا چه گلی را هدیه کنید یا گلی را که هدیه گرفته اید چه معنا و مفهومی دارد:
گل یاس: نشانه آنست که عشق و دوستی باید دو جانبه باشدوگرنه بی ثمر است و علامت آن است که عشق عاشق اگر از جانب معشوقه پذیرفته نگردد او را ترک می نماید و فراموشش می نماید
گل بنفشه: نشانه آنست که عاشق از دلدارش می خواهد با او مهربان باشد او را دوست بدارد و در رنج و شادمانیش شریک و سهیم باشد
گل نرگس: نشانه ای است بر شوریدگی عاشق که از معشوقه می خواهد با او یکرنگ باشد
گل میخک: نشانه آنست که عاشق قلب خودش را که بهترین هدیه هاست به معشوق ز جان گرامی تر تقدیم می کند
گل مروارید: نشانه ای است بر آخرین حرف های دل عاشق و آخرین ناله های قلب دیوانه اش
گل سرخ : نشانه عشق آتشین است عشقی که عاشق می خواهد خود را در میان شعله هایش قربان معشوق نماید
گل بید مشک: نشانه آنست که عاشق کینه معشوقه بی وفا را به دل نمی گیرد و با فرستادن شاخه ای از این گل به او می گوید من تو را می بخشم زیرا گناه از من و سرنوشت من است
گل مرزنگوش: نشانه نفرت عاشق و نفرین اوست که برای معشوق می فرستد
گل ها به دلیل تنوع نامحدودشان در هر شرایطی معانی ویژه و خاصی داشته و تاثیر جاودانه ای بر هدیه شوندگان خود دارند. آگاهی از معانی رنگ گل ها، تعداد شاخه های گل در یک دسته و غیره می تواند ما را در اهدای درست و افزایش تاثیرگذاری آنها یاری دهد. فراموش نکنید که لازم نیست حتما منتظر موقعیت و اتفاق خاصی برای هدیه گل به کسانی که دوستشان دارید باشید، در حقیقت گل هدیه ایست که اگر به صورت غیر منتظره تقدیم شود ارزش بیشتری دارد
معنی تعداد شاخه گل ها بصورت کلی:
معنی رنگ رزها:
رز زرد: امروزه رز زرد به معنی شادی و خوشحالی می باشد ولی در گذشته رز زرد معنی کاهش میزان علاقه و وفاداری را داشت
رز ارغوانی: این رز به معنی تمایل و اشتیاق فرد به طرف مقابل است و رز نارنجی به معنی «من فریفته و دلباخته تو هستم» می باشد
رز صورتی: رز صورتی کم رنگ به معنی تحسین، ستایش، وقار و شایستگی و زیبایی می باشد و رز صورتی پر رنگ به معنی تشکر از طرف مقابل است
هفت خان ازدواج

آمار بالای طلاق به دلیل مشکلات جنسی، میزان اهمیت این بلوغ را نشان میدهد اما هرطور شده باید رودربایستی را با خودتان بگذارید کنار و رک و رو راست نیازهای جسمیتان را بشناسید. سلیقههای خودتان را پیدا کنید و موقع انتخاب همسر حواستان به این چیزها هم باشد. قبل از ازدواج باید تکلیفتان را با نیازهای روحی و جسمیتان مشخص کرده باشید.سواد و کفایت مدیریت روابط جنسی از قبل ازدواج شروع میشود.
بلوغ شخصیتی ابعاد مختلفی دارد. قبل از ازدواج حتما باید یک سری اختلالات شخصیتی را در خودتان و طرف مقابل بررسی کنید. اختلالاتی مثل خود کمبینی، تاییدطلبی، کمال گرایی، شکاکیت (پارانویا)، توجه طلبی، مهرطلبی، بیماری دوقطبی، اعتیادها و وسواس. افرادی که به این اختلالات مبتلا هستند تا وقتی که درمان نشدهاند، به درد ازدواج نمیخورند.
بعضیها با اینکه ازدواج هم کردهاند، هنوز درست نمیدانند که از چه تیپ و شخصیتی خوششان میآید. اینها هنوز به بلوغ عاطفی نرسیدهاند و با احساسات و عواطف خودشان آشنا نیستند. باید سهم رابطههای قبلیتان را در دوست داشتن فعلی مشخص کنید و همینطور اینکه تا چه میزان هنوز تحت تاثیر آنها هستید. متوجه باشید که چقدر آگاهانه دوست دارید و چقدر نا آگاهانه. باید این واقعیت را قبول کنیم که بعد از ازدواج هم ممکن است از کسی خوشمان بیاید اما اگر به بلوغ عاطفی رسیده باشیم میتوانیم از این مساله بگذریم و تمام زندگیمان را خراب نکنیم.
سوال « شما مشغول چه کاری هستید؟ »، یکی از اولین سوالهایی است که در هر مراسم خواستگاری تکرار میشود. شغل و موقعیت اجتماعی هر کس، تقریبا میزان بلوغ اجتماعی او را مشخص میکند؛ مثلا خانمها باید بدانند که خواستگار حول و حوش آینده کاری خودش را در کجا میبیند و چقدر میتواند با شرایط تطابق پیدا کند. قطعا کسی که هنوز سربازی نرفته و مرتب شغل عوض کرده، هنوز به بلوغ اجتماعی نرسیده. البته شغل عوض کردن اگر همراه با پیشرفت باشد، مطمئنا خوب است. مثلا اگر پسری اول جایی شاگرد بوده و بعد رفته یک جای دیگر صاحب کار شده و ترقی کرده، موقعیتش فرق میکند. پسر ها هم باید برنامه همسر آیندهشان را بپرسند. باید ببینند که زن زندگیشان چقدر بلوغ اجتماعی دارد.
کسی که هنوز حساب دخل و خرجش را ندارد، نمیتواند همسر قابل اعتمادی هم باشد. قبل از ازدواج باید توقعات و خواستههای مالی طرفین معلوم باشد. یکی به فکر زندگی در کاخ نباشد و دیگری به یک زندگی متوسط قانع. برآوردی از هزینههایتان داشته باشید، راجع به چیزهایی که برایشان پول خرج میکنید با هم حرف بزنید.
ممکن است طرف مقابلتان اهل خرید مجله و کتاب باشد و شما این خریدها را پول هدر دادن بدانید. در مورد سطح رفاه زندگی آیندهتان هم باید به تفاهم برسید تا بعدا سر برنامههای بلند مدت زندگی به مشکل برنخورید.
سوالهای کلی موقع خواستگاری و ملاقاتهای اولیه همیشه میتواند دردسرساز باشد. در خصوص مسائل اعتقادی و دینی هم این ابهامات بیشتر میشود. مثلا یک نفر دینداری را فقط در اعتقاد به خدا میداند و همین قدر برایش کفایت میکند. دیگری اما برایش مهم است که همسرش به تمام احکام دین مومن و معتقد باشد. در یک کلام باید جنس دین داریتان با هم یکی باشد و هر دو قرائت مشابهی از دین داشته باشید.
افرادی که شدیدا تحت تاثیر نوسانات فلسفی و عرفانی هستند برای ازدواج مناسب نیستند. چون هر آن ممکن است همسرتان برای پیدا کردن خودش سر به کوه و بیابان بگذارد! به طور کلی فردی به بلوغ معنوی رسیده که تا حدی جایگاه خود را در هستی پیدا کرده باشد و درگیر مسائل فلسفی پیچیده نباشد.
خودکم بینی :
آدمهای خود کم بین و تایید طلب به درد زندگی نمیخورند، دائم نیاز به تایید و توجه دیگران دارند و شما هم باید مدام در حال تعریف و تمجید باشید. این افراد معمولا زود رنجند و اعتماد به نفس ندارند.
اما کمال طلبها با کمال گرایی افراطیشان میخواهند در هر زمینهای بهترین باشند و همین مساله نهایتا به بیعملی منجر میشود.چون این افراد فقط سراغ کاری میروند که مطمئن باشند در آن موفقند.
زود خودشان را لو میدهند. همیشه در زندگیشان به دنبال راضی کردن همه هستند و همین کار آزارشان میدهد.هر تغییر برای این افراد یک تهدید است و مدام باید بهشان سرویس عاطفی بدهید.
شکاکها با لحن بازجویانه با شما صحبت میکنند و همیشه در حال چک کردنتان هستند. شکاکها به صورت پیش فرض شما را مجرم میدانند، منتها مجرمی که هنوز جرمش ثابت نشده.
توجه طلبها معمولا دخترند و در آن واحد چند ارتباط دارند. اینها در دوران کودکی از طرف پدر و مادر توجه نداشتند و برای همین از شما توجه زیادی میخواهند.
خود شیفتهها از یک چیزی در وجود خودشان خیلی راضی هستند؛ مثلا اگر صدای خوبی داشته باشند، آنقدر صدای خودشان در ذهنشان بلند است که صدای بقیه را اصلا نمیشنوند.
غیر از اعتیاد به مواد مخدر، اعتیاد اینترنتی و هیجانی هم دو موردی است که باید حواستان بهشان باشد.
تغییرات شدید خلقی دارند. مثلا یک دوره دو هفتهای خیلی پرحرف، ولخرج و اهل برنامهریزیهای دور و دراز هستند و در دو هفته بعدی ناگهان افسرده و منزوی میشوند.
اختلال وسواس یک زمینه شخصیتی است که فرد در آن بیش از حد دقیق است. زندگی با وسواسیها بعد از چند وقت خیلی سخت میشود.
حرفهای جالب شوهر سابق آنجلینا جولی درباره زندگی با او
بیلی باب تورنتون نویسنده و کارگردان ۵۵ سال و شوهر سابق آنجلینا جولی که در سال ۲۰۰۳ بعد از سه سال زندگی با این ستاره ۳۶ سال محبوب هالیوود از او جدا شد در کتاب زندگیش که به تازگی منتشر شده حرفهای جالی راجع به زندگی خود با آنجلینا جولی زده است:«راه زندگی ما از هم متفاوت و جدا بود،من احساس ناامنی میکردم و احساس یک روح داشتم و مردم هم میگفتن من سزاوار زندگی با آنجلینا جولی نبودم.وقتی دو هنرمند مشهور در زندگیشان با هم رابطه عاشقانه دارند همیشه در چشم هستند و فشار زیادی را تحمل میکنند.در ابتدای ازدواج و زندگی با آنجلینا من مشهورتر از او بودم اما هر چقدر که جلوتر میرفتیم او ادم مهم تری میشد و این چیزها در رابطه بسیار مشکل است.»
بیلی باب تورنتون در بخشی دیگر از نوشته هایش ادامه داد:»ما ازدواج خوبی داشتیم،اما من تمامش کردم زیرا احساس خوبی نسبت به آن زندگی نداشتم،ما هیچوقت از یکدیگر متنفر نبودیم.»
لازم به ذکر است آنجلینا جولی پیش از ازدواج با بیلی باب تورنتون در سال ۱۹۹۶ هم با جانی میلر بازیگر انگلیسی ازدواج کرد که بعد از سه سال از او هم جدا شد.باید دید رابطه و ازدواج با براد پیت چقدر دوام خواهد داشت.
ازدواج
می نویسم از عشق
می نویسم از عشق ... از چیزی که به قلب بیمارم امد ... خانه ی
متروک دلم ... خانه ی سیاهی ها را نورانی کرد با قدومش ...
می نویسم از عشق ... از تو ای چیزی که به درون قلبم امدی شدی
همدم و مونس دل تنهایم ... می نویسم از تو ... از تویی که عشقت
اتش به جانم زد ... می نویسم از تویی که عاشقم کردی و با دستان پر
مهرت مرا به شهر ارزوها بردی و اینکه در بهت و ناباوری تنهایم
گذاشته ای ... می نویسم از اشک ها ... از بوسه هایت ... از به
اغوش کشیدن هایت ... اری با تمام قدرت می نویسم ... می نویسم
دوستت دارم ... می نویسم از خودم ... از قلب بیمارم و از چشمان
گریان و دل نشسته به انتظارم... می نویسم از سرنوشت و تقدیر
بی رحم و نامرد این دنیایم ... می نویسم از درد دوری تو ... مینویسم از
درد انتظار تو ... می نویسم از دوست داشتن تو ... می نویسم از عشق
تو ... می نویسم با دستانی لرزان ... با همین قلم روان ... می نویسم
عاشقت هستم ... می نویسم دیوونه ی عشق تو هستم ...






